اخبار
- توضیحات
- بازدید: 1081
در پی افزایش خشونتها در دومین شهر بزرگ برزیل هزاران سرباز برای انجام ماموریت گشتزنی در ریودوژانیرو اعزام شدند.
به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، در حالی که مبارزه سازمان یافته با باندهای تبهکار ادامه دارد، ۸۵۰۰ سرباز و همچنین صدها پلیس و ماموران گشتزنی به شهر ریودوژانیرو برزیل اعزام شدند.
رائول جانگ من، وزیر دفاع برزیل اعلام کرد: این گشتزنیها به زودی به عنوان بخشی از عملیات علیه قاچاقچیان موادمخدر آغاز میشود.
این عملیات تا پایان سال ۲۰۱۸ ادامه خواهد یافت.
در حال حاضر برخی از سربازان به این شهر اعزام شدند. بیشتر این عملیات در شمال این شهر متمرکز شده؛ منطقهای که خشونتها بسیار زیاد است.
به طور متوسط روزانه سه تن در تیراندازیهای خیابانی در شش ماهه اول سال در ریودوژانیرو کشته شدند. در طول این مدت میزان حملات قاچاق موادمخدر و خشونتها افزایش یافته است به طوریکه برخی از مناطق این شهر از کنترل پلیس خارج شده بود.
سال گذشته میلادی ۸۵ هزار سرباز برای تامین امنیت در طول برگزاری المپیک ریو در تابستان سال ۲۰۱۶ حضور داشتند.
کارشناسان امنیت عمومی اعلام میکنند که رکود برزیل در طول سالهای گذشته وضعیت این شهر را وخیمتر کرده است.
(منبع: خبرگزاری ایسنا)
- توضیحات
- بازدید: 1131
شفقنا- یک بیلبورد در شهر مکزیکوسیتی پایتخت مکزیک، تصویری عجیب از رییس جمهور آمریکا به نمایش گذاشته و شعار معروف او – آمریکا را دوباره به بزرگی برسانیم- را در کنار آن آورده است.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا به نقل از رویترز، در این بیلبورد تصویر دونالد ترامپ به شکل یک زامبی و یا فردی که عضله های صورتش را کاملاً از دست داده به تصویر کشیده شده است. گفتنی است ترامپ با سیاست های ضدمکزیکی خود- مثل کشیدن دیوار در مرز این کشور با آمریکا و یا اخراج مهاجران مکزیکی- در میان مردم این کشور از وجهه مناسبی برخوردار نیست.
(منبع: شفقنا)
- توضیحات
- بازدید: 1087
مجلس نمایندگان آمریکا در راستای مقابله با تهدید شلیک احتمالی موشک های بالستیک هسته ای کره شمالی، بودجه نظامی این کشور را ۶۸ میلیارد دلار افزایش داد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل ازرویترز، مجلس نمایندگان آمریکا ضمن موافقت با افزایش ۶۸ میلیارد دلاری بودجه نظامی این کشور، تخصیص بودجه اختصاصی برای ساخت دیوار در مرز آمریکا و مکزیک که یکی از وعده های انتخاباتی دونالد ترامپ بود را نیز به تصویب رساند.
گفته می شود دلیل افزایش تصویب افزایش بودجه نظامی هنگفت آمریکا در جهت افزایش ظرفیت دفاعی این کشور در برابر موشک های بالستیک شلیک شده احتمالی به سمت مرزهای آمریکا از سوی کره شمالی بوده است.
این در حالیست که دمکرات ها همچنان با تخصیص چنین بودجه ای به ساخت دیوار مرزی آمریکا و مکزیک مخالف بوده و امیدوارند بتوانند در سنا جلوی تصویب این طرح را بگیرند.
(منبع: خبرگزاری مهر)
- توضیحات
- بازدید: 978

نشریه اسپانیایی بر این باور است که جضور یک زن روس در زندگی تازه خامس علت اصلی جدایی اوسپینا و خامس بوده است.
به گزارش خبرگزاری فارس، زندگی به ظاهر آرام ستاره کلمبیایی پیشین تیم فوتبال رئال مادرید اسپانیا این روزها در لباس بایرن مونیخ دیگر روی آرامش نمی بیند.
جدایی خامس از همسرش در نگاه اول دلیل قابل ذکری نداشت و در اخبار منتشر شده از رسانههای کلمبیایی و آلمانی آمده بود که او گویا خامس و اوسپینا پس از 6 سال از هم جدا شدهاند، اوسپینا اعلام کرده که در کلمبیا به تجارتش ادامه میدهد و خامس نیز در بایرن روی فوتبالش تمرکز میکند.

اما الگا لاوکتی مدل معروف روس که در آلمان در چندین شرکت معتبر و مشهور مدلینگ و تولید لباس زنانه فعالیت میکند، از سوی آس اسپانیا علت اصلی این جدایی ذکر شده است.
(منبع: خبرگزاری فارس)
- توضیحات
- بازدید: 1075
آلیدا گوارا مارچْ دختر چهگوارا و آلیدا مارچ است. او پزشک کودکان در بیمارستان کودکان ویلیام سولر در هاواناست و در دانشکدۀ پزشکی آمریکای لاتین و مدرسهای ابتدایی برای کودکان معلول تدریس میکند. او اغلب بهعنوان عضو حزب کمونیستِ کوبا در مناظرهههایی در سراسر جهان شرکت میکند. آلیدا بهعنوان پزشک کودکان در آنگولا، اکوادور، نیکاراگوئه و ونزوئلا کار کرده است. او دو دختر دارد و همکاری نزدیکی با مرکز مطالعات چهگوارا۱ دارد، مرکزی که مادرش مدیریت آن را به عهده دارد.
این مصاحبه در اواخر سال ۲۰۱۶ در سفارت کوبا در بروکسل انجام شد و نینا و ولادیمیر آگوستین آن را از اسپانیایی به انگلیسی ترجمه کردند.
ران آگوستین: در پی تولد نودسالگی فیدل کاسترو، رسانههای غربی چند ماهِ گذشته را مشغول تکرار تحریفهای قدیمیِ تاریخی بودند، مثلاً اختلاف بین او و چهگوارا براساس انتقاد پدر شما از شوروی. شما هم مثل بعضی از ماها در غرب به این تحریفها عادت دارید، اما به هر ترتیب، نظری دربارۀ این ادعاها میدهید. آیا هرگز دربارۀ آنها با فیدل صحبت کردهاید؟
آلیدا گوارا مارچ: وقتی فیدل و پدرم در مکزیک ملاقات کردند، پدرم به هیئت راهی کوبا پیوست، به این شرط که اگر انقلاب پیروز شد و او از جنگ جان سالم به در برد، بتواند به راه خود برود. بعد از پیروزی انقلاب، پدرم یکی از مهمترین افراد در ایجاد جامعۀ سوسیالیست کوبا شد. اما سالها گذشت و پدرم، که با تنگی نفس و ضعف ناشی از این بیماری روبهرو بود، به این فکر افتاد که شاید زمان زیادی برای کاربرد و بهاشتراکگذاشتن تجربۀ چریکیاش نداشته باشد. او شرایط آرژانتین را سنجید اما، بهدلیل پشتیبانیِ کم، شرایط مهیا نبود. بعد، فیدل تقاضای کمکِ یکی از جنبشهای آزادیبخش در کنگو را به او نشان داد. پس از قتل لومومبا، وضعیت آنجا خطرناک بود و ارتش بلژیک سعی میکرد دوباره کنترل اوضاع را به دست بگیرد. بنابراین، از جانب آفریقا فشاری بود که از انقلاب جوان کوبا درخواست کمک میکرد. پدرم خوشحال بود که به آنجا میرود. دستهای از داوطلبان کوبایی، تحت هدایت پدرم، راهی کنگو شدند. بهمحض اینکه پدرم از دید عموم مخفی شد، رسانهها و سیاستمدارانِ جهانِ کاپیتالیست شروع به پخش شایعههایشان کردند، مثل اختلاف فیدل و چه و هر چیزی که فکرش را بکنید.
من این موضوع را شخصاً با فیدل مطرح کردهام. به او گفتم: «عمو، دربارۀ اختلافی که ظاهراً با پدرم داشتی بگو.» خندید و از اختلافی برایم گفت که آنها در زندانی در مکزیک داشتند. فیدل به همه گفته بود که جهتگیریهای سیاسیشان را با مقامات مکزیکی در میان نگذارند. به من گفت: «فکر میکنی پدرت چه کرد؟ نهتنها به آنها گفت که کمونیست است، بلکه شروع کرد به صحبتکردن با یکی از نگهبانها دربارۀ شخصیت استالین و نتیجه این شد که آنها همۀ ما را آزاد کردند و پدرت را بهخاطر اینکه کمونیستی طرفدار شوروی بود نگه داشتند.» و فیدل چه کرد؟ او از پدرم دفاع کرد و از رفتن بدون او سر باززد. فیدل به من گفت: «چهکار میتوانستم بکنم؟ وقتی رفتم او را بیاورم، فهمیدم پدرت نمیتواند دربارۀ هویت سیاسیاش دروغ بگوید، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود. هیچ استدلالی نمیتوانست او را متقاعد کند برعکس این رفتار کند.» از این نوع اختلافها با هم داشتهاند. درعینحال با هم خوب تا میکردند، زیرا اصول و آرمانهای مشترکی داشتند.
عملیات آفریقا هشت ماه طول کشید. اسنادی که در طول چندین سال منتشر کردیم نشان میدهد که پدرم و فیدل در طول این ماههای سخت دائماً با هم مشورت میکردهاند و تمام پشتیبانی ممکن از سوی هاوانا به سربازان میرسیده است. در اکتبر ۱۹۶۵، حزب کمونیستِ کوبا رسماً تشکیل شد. وقتی قرار بود اعضای کمیتۀ مرکزیاش اعلام شوند، باید به مردم کوبا توضیح داده میشد چرا پدر من، یکی از مهمترین ستونهای انقلاب، در آن حاضر نخواهد بود. پس، فیدل لازم دید نامۀ خداحافظیِ چه را بخواند. بعد از اینکه پدرم کنگو را ترک کرد، در پراگ ماند و از آنجا میخواست اوضاع را برای پروژۀ خودش در آمریکای لاتین آماده کند. او نمیخواست به کوبا برگردد، چون رسماً از مردم کوبا مرخصی گرفته بود. در نهایت، بهشکل مخفیانه به کوبا برگشت، زیرا فیدل موفق شد او را متقاعد کند که کوبا میتواند بهترین شرایط را برای آمادهشدنش فراهم کند. او چند ماهی در مکانی مخفی در کوبا ماند و خودش و همراهانش برای برنامۀ بولیوی آماده شدند. فیدل در تمام مراحلِ این آمادهسازیها نقش داشت.
چیزی که اغلب گفته میشود این است که گروهِ چه در بولیوی منزوی و به حال خود رها شد. اما نمیتوانید ایجاد فوکوها۲ی چریکی را با مداخلۀ ارتشی منظم مقایسه کنید. نیروی چریکی باید مستقل و خودکفا باشد تا بتواند خودش را تثبیت کند و گسترش بدهد. متأسفانه، رابطه با رهبران حزب کمونیست بولیوی خراب شد و راههای ارتباطی با دیگر واحدها هم از کار افتاد. باوجوداین، خاطراتِ چه نشان میدهد که او تا وقتی ممکن بود با «مانیلا»، واژۀ رمز برای کوبا، در ارتباط باقی ماند. خاطرات او و مقدمۀ فیدل بر آن آشکارا محدودیتهای احتمالی و واقعبینانه را نشان میدهد.
من این مکالمه را همین اواخر با فیدل داشتم، وقتی که روی پیشگفتار خاطرات پدرم در کنگو کار میکردیم و فیدل با انتشار نامهای خاص موافقت کرد. او در آن نامه از پدرم خواسته بود برای آمادهسازی برای مقصدِ بولیوی به کوبا بیاید. در حال صحبت از اختلافات ادعایی میان آن دو، فیدل ناگهان به من نگاه کرد و پرسید: «چرا میخندی؟» مجبور شدم جوابش را بدهم: «عمو، خودت نمیفهمی، اما داری با فعل مضارع دربارۀ پدرم حرف میزنی. انگار که هر لحظه ممکن است از در وارد شود.» او با لحنی جدی گفت: «پدرت حاضر است ها.»
کسانی که پدرم را میستایند باید درکی از شخصیت انسانیاش داشته باشند، یعنی حساسیتش بهعنوان یک انسان. اگر او با فیدل یا انقلاب کوبا درگیری اساسیای داشته، چطور میشود تصور کرد که زن و بچهاش را در دست آنها گذاشته تا به دست آنها آموزش ببینند و شکل بگیرند؟ چطور کسی میتواند باور کند که اختلافی جدی بین آن دو مرد وجود داشت؟ احمقانهترین چیزی است که میتوانم فکرش را بکنم. اما ما باید به انگیزههای ایدئولوژیک این تحریفها توجه کنیم، زیرا در جهانی زندگی میکنیم که دائماً با انبوه چرندیات بمباران میشویم.
در آن سخنرانی مشهور در الجزایر، پدرم عملاً از دولتهای سوسیالیست و بهویژه شوروی برای پشتیبانی ناکافی از جنبشهای آزادیبخشِ آن زمان انتقاد کرد. پدرم توضیح داد که هر سرزمینی که خود را از استعمار رها میکند بهمعنی یک پایگاه کمتر برای نظام امپریالیستی است و جنبشهای آزادیبخشِ ملی، تا جایی که خود را از سلطۀ امپریالیسم رها کنند، باید مورد پشتیبانی قرار بگیرند، چه چشماندازی سوسیالیستی داشته باشند و چه نداشته باشند. فیدل با تأیید به من گفت که آنچه پدرم در آن سخنرانی گفت کاملاً با عقاید رهبران وقت کوبا تطابق داشت و آنها این را مخفی نمیکردند.
آگوستین: مادرِ شما مرکز مطالعات چهگوارا را میگردانَد و این مرکز در جستوجوی آرشیوهای مستندکنندۀ زندگی پدر شماست. با کمک شما و برادرتان، او اسناد متعددی منتشر کرده است که بهلحاظ تاریخی اهمیت عمدهای دارند. مادرت حالا بیش از هشتاد سال دارد. حالش چطور است و آیا میتوانیم انتظار داشته باشیم که در آیندۀ نزدیک آثار بیشتری منتشر کند؟
گوارا مارچ: مادر من هنوز بسیار فعال است. او تقریباً هر روز در مرکز است و خودش رانندگی میکند. تابهحال در همکاری با اوشن سور۳ و اوشن پرس۴ شانزده جلد کتاب و تعدادی گزارش از کنفرانسهای مربوط به چه منتشر کردهایم. این کنفرانسها دربارۀ اهمیت کنونی جنبههای مشخصی از زندگی پدرم بودهاند. پژوهشهای گوناگونی در مرحلۀ آمادهسازی هستند و کتابی دربارۀ سفرهای چه در آفریقا بهزودی منتشر میشود.
آگوستین: والدین شما در زمان جنگی چریکی در کوههای اسکامبرای۵ با هم آشنا شدند. وقتی چه رفت، فیدل برای شما بدل به چیزی شبیه پدر دوم شد. در میان دیگر شخصیتهای انقلاب کوبا که با آنها بزرگ شدید، زنان فوقالعادهای هم حضور داشتند، مثل سلیا سانچز، ویلما اسپین، هایدی سانتاماریا و ملبا هرناندز. میتوانید بگویید این زنان چه اثری بر شما گذاشتند؟
گوارا مارچ: مادرم مهمترین فرد کودکی من بوده است. او در زمان پیروزی انقلاب مثل سلیا، ویلما، هایدی و ملبا در فدراسیون زنان کوبا کار میکرد. بنابراین، من از وقتی کمسنوسال بودم با همۀ این زنان زندگی کردهام. آنها برای من مثل خانواده بودند و من آنها را خالههایم حساب میکردم.
سلیا شخصیت قویای داشت، اما در هر وضعیتی تلاش میکرد منصف باشد. ما خیلی به هم نزدیک بودیم، چون او بچه نداشت و از خواهر ناتنیام، که مادرش بهعنوان روزنامهنگار در آن روزها زیاد به سفر میرفت، بسیار مراقبت میکرد. سلیا از او مراقبت میکرد و مطمئن میشد که اوضاعش در مدرسه خوب است. ضمناً هر کاری میتوانست برای نزدیککردن من و خواهر بزرگم میکرد؛ مثلاً ما را به کلاس خیاطی میبرد فقط برای اینکه کاری با هم انجام بدهیم. من خاطرات خوبی از این دوره دارم. وقتی خبر مرگ پدرم را شنیدیم، با سلیا در یک خانه زندگی میکردیم. سلیا به من گفت که مادرم در اتاقش منتظر من است و یک کاسه سوپ ذرت، غذای موردعلاقۀ مادرم، برای او به من داد. آن لحظه را فراموش نمیکنم، چون آن وقت بود که شنیدم دیگر پدری ندارم. سلیا در ذهن من تا حد زیادی با این لحظه گره خورده است. اینگونه با او بزرگ شدم.
ویلما من را بچۀ دیگری از خانوادۀ خودش حساب میکرد. من برای کوچکترین پسر ویلما و رائول مثل خواهر بزرگتر بودم. همیشه با او بازی میکردم. ما با هم بزرگ میشدیم، با هم بیرون میرفتیم. خاله ویلما را همیشه دوست داشتم، همانقدر که هایدی را، که یاد گرفته بودم بهخاطر تعهدش، ارادهاش و کارهای فیالبداههاش قدرش را بدانم. هایدی از خانوادۀ فقیری میآمد، آموزش رسمی محدودی داشت، اما موفق شد به سطح شگفتانگیزی از دانش و فرهنگ برسد. او شاید بیباکترین فرد زمانهاش بود. با ایجاد خانۀ آمریکاها۶ توانست همۀ روشنفکران آمریکای لاتین را گرد هم آورد. اما هایدی زخمهایی عمیق از دوران بعد از حملۀ مونکادا۷ داشت. او و برادرش، آبل، در آن دوره اسیر شده بودند و، بعد از مدتی، اعضای بدن شکنجهشدۀ برادرش به او نشان داده شده بود. قتل برادرش اثری محونشدنی روی او گذاشت، حتی با اینکه در طول سالها فردی محکم باقی ماند... تا وقتی که آن زخمها کار خودشان را کردند و او به زندگیاش پایان داد.
من با ملبا هم دمخور بودهام: از وقتی مسئول سازمان کنفرانس سهقارهای۸ بود تا وقتی که، بهعنوان سفیر، کشور را به مقصد ویتنام ترک کرد. او زنی نجیب، باهوش و فعال بود و در تمام زندگیاش بهشدت متعهد به فرایند انقلابی بود.
من با آدمهایی فوقالعاده، زنانی بسیار ویژه، بزرگ شدم و این نشاندهندۀ قدرت مردم کوبا، عطوفت، مهربانی و همبستگی آنهاست. فکر میکنم از این موهبت برخوردار بودم که افرادی مثل آنها را بشناسم. بدیهی است که اثرشان را روی آدم میگذارند. آنها یادت میدهند و وادارت میکنند بخواهی انسان بهتری بشوی. نشانت میدهند که چقدر اهمیت دارد که به آدمها احترام بگذاری و لیاقتشان را داشته باشی. فکر میکنم این زنها کاملترین زنان کوبایی هستند که من شناختهام. هرگز در معرض این پرسش قرار نگرفته بودم و بابت این ممنونم، زیرا شناختن این زنان بسیار جالب است. آنها ستونهای انقلاب ما و الگوهایی برای همۀ زنان کوبایی هستند.
آگوستین: مبادلۀ سفرا در جولای ۲۰۱۶ قرار بود گام اول بهسوی عادیسازی روابط بین کوبا و آمریکا باشد. تا اینجا تغییر خاصی دربارۀ محاصرۀ کوبا اتفاق نیفتاده است. چشمانداز چگونه است؟
گوارا مارچ: تا وقتی محاصره و اشغال گوانتانامو ادامه داشته باشد خبری از عادیسازی نیست. آمریکا تغییر بنیادینی در سیاست خود ایجاد نکرده است. دولت آمریکا پذیرفته است که به هدف محاصره، یعنی نابودی سوسیالیسم در کوبا، نرسیده است و وقت آن رسیده که «چیز دیگری آزموده شود» تا به قول آنها «وابستگی مردم کوبا به رژیم را کمتر کند». محاصرهْ انتظارات آمریکا را برآورده نکرد، اما خسارت زیادی به اقتصاد کوبا وارد کرد. بنابه بعضی محاسبهها، محاصرهْ هر سال نزدیک به ده درصد تولید ناخالص ملیِ ما برایمان هزینه داشت.
من بهعنوان یک پزشک هر روز با پیامدهایش مواجه میشوم. داروها و تجهیزات مهمی در پزشکی وجود دارند که ما باید از خارج بخریم و تولیدکنندهها بهخاطر محاصره به ما نمیدهند. درنتیجه، باید برای خرید چیزهایی که بهخودیخود گران هستند تا پنج واسطه را با قیمتهای ترسناکی به خدمت بگیریم. بهخاطر همین، بعضی وقتها این داروها سر وقت به ما نمیرسند. بنابراین، اغلب مجبور میشویم از محصولات سطح پایینتر استفاده کنیم. در بیمارستانِ من، دختری یازدهساله با بیماری هیدروسفالی دوازده بار زیر عمل بوده است، زیرا کاتترهایی که میتوانستیم بخریم آنقدر بیکیفیت بودند که مدام مجبور بودیم تعویضشان کنیم.
محاصره مجبورمان کرده است جایگزینهایی ایجاد کنیم و این محدود به موارد پزشکی نیست. برای مثال، در کشاورزی، ما نه از کود استفاده میکنیم و نه از آفتکش. برای کاشت برنج، ماهیهای کوچکی استفاده میشوند که باکتری و انگلها را میخورند. با وجود محاصره، شیوۀ سوادآموزی شتابدارِ ایجادشده در کوبا تا الآن دهمیلیون بزرگسال را در سراسر جهان از بیسوادی نجات داده است. عملیات معجزه، که برنامهای برای درمان چند بیماری چشم بوده است، بینایی هفتمیلیون نفر را بهبود بخشیده یا احیا کرده است. حدود سیهزار دکتر کوبایی در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین مشغول به کار هستند. ۸۴هزار کارمند بخش بهداشت از این کشورها در کوبا آموزش دیدهاند. پس تصور کنید بدون محاصره چگونه میتوانیم زندگی کنیم، سطح توسعۀ علمیای که ما به آن رسیدهایم چقدر میتواند به نوع بشر کمک کند.
آگوستین: صنعت دارویی کوبا چطور؟
گوارا مارچ: البته، ما تا حد ممکن سعی میکنیم داروهای خودمان را تولید کنیم، اما بههرحال اجزا و مواد خامی هستند که باید از خارج تهیه شوند. خوشبختانه، سازمانی سوئیسی به ما کمک کرده است که بعضی از مواد خامِ موردنیاز برای تولید مواد متفاوت پزشکی را اغلب در اندازههای کمتر از استاندارد بخریم، مثلاً ما ایبوپروفن را در دوزهای دویستمیلیگرمی تولید میکنیم، درحالیکه در غرب در دوزهایی تا حد هشتصد میلیگرم تولید میشود. به نظرمان، در بیشتر درمانها دویست میلیگرم کافی است. بهاینترتیب، میتوانیم حجم بزرگتری تولید کنیم، نهتنها برای کوبا، بلکه برای کشورهایی که با آنها کار میکنیم، مثل ونزوئلا، بولیوی و نیکاراگوئه.
ما اغلب در تنگناییم، چون بعضی از کمکها بهموقع نمیرسند یا نمیتوانیم اجناسِ درست را در بازار جهانی بخریم. این بهسختی قابلپیشبینی است. محاصرهْ همه چیز را پیچیدهتر میکند، زیرا هشتاد درصد محصولات جدید پزشکی در آمریکا ثبت میشوند. اما، همانطور که فیدل گفته است، «وقتی کودکی در بیمارستان یا هر نهاد دیگری در کوبا پذیرش میشود، پزشکْ مسئولیت جستوجو برای داروی درست را به عهده دارد، حتی اگر معنیاش زدنِ درِ کاخسفید یا هر جای دیگری باشد. دارو باید پیدا شود». در موارد خاص، این بهمعنای تلاشی سنگین بوده است، اما اکثراً با کمک جنبشهای همبستگیِ خارجی موفق شدهایم و تا حدی محاصره را شکستهایم.
در بیمارستانی که در آن کار میکنم، با کودک هشتماههای روبهرو بودیم که مبتلا به ورید واریسی مری (خونریزی دستگاه گوارشی) بود. درمان ویژۀ این بیماریْ دارویی ثبتشده در آمریکاست. نتوانستیم شرکتی پیدا کنیم که حاضر باشد دارو را به ما بفروشد. خوشبختانه، اعضای یک جنبش همبستگیِ اروپایی در کوبا بودند و از آنها خواستیم دارو را برای ما تهیه کنند. این کار را کردند و وضعیت کودک پایدار شد. آنها از ما پول نخواستند، اما ما صدقه نمیپذیریم، چون درست نیست برای مشکلی که مالی نیست و فقط بهخاطر محاصرۀ آمریکاست به همبستگی وابسته شویم. برای همین مجبور شدیم ظرفیتهای علمیمان را گسترش بدهیم و در جستوجوی راهحل برای مشکلاتی باشیم که دیگران هنوز نتوانستهاند حل کنند.
آگوستین: وضعیت پژوهش پزشکی در کوبا چگونه است؟ مثلاً در چند سال گذشته در حوزۀ کاری شما در آلرژی کودکان پیشرفتی حاصل شده است؟
گوارا مارچ: آلرژی در واقع [صرفاً] یکی از حوزههایی است که در کوبا پژوهشهای زیادی در آن صورت گرفته است، زیرا به ایمنیشناسی ربط پیدا میکند. ما مرکزی پژوهشی برای ایمنیشناسی مولکولی داریم، بنابراین چنین حوزههایی قطعاً محل نگرانی هستند. اما در حال حاضر داریم تلاش میکنیم روی مهمترین موضوعها تمرکز کنیم، مثل مبارزه با سرطان، دیابت و ایدز. اینها بیماریهایی هستند که میتوانند کشنده باشند. در مورد آلرژیها ما، بهویژه از طریق تلاش برای یافتن راههایی برای کاهش استفاده از داروهای صنعتی، با ساخت واکسن و بررسی درمانهای «سبز»، بیشتر در حال انجام پژوهشی میدانی هستیم. در کنترل فوران آلرژیها به نتایج نسبتاً خوبی با واکسنها رسیدهایم. آلرژی یکی از حوزههای مهم تحقیقاتی است، چون در اقلیم ما نزدیک به چهارده درصد کودکان آلرژی دارند. در کارائیب، بهخاطر رطوبت، شاهد وجود جلبکهای دریایی و قارچهای محیطی زیادی هستیم. بنابراین، منطقی است که به حوزههایی توجه کنیم که ما را بیشتر تحت تأثیر میگذارند و سعی کنیم معیارهای پیشگیریکننده به کار ببندیم.
ما کارهای جالبی برای زنان باردار کردهایم. هر وقت پزشکان خانواده از بارداری مطلع میشوند، با زنان دارای سابقۀ آلرژی صحبت میکنند و به آنها توصیه میکنند از انواع خاص غذا، که آلرژیها را تحریک میکنند، و همینطور از قراردادن بچه در معرض اسباببازیهای پرزدار، و انباشت گردوخاک اجتناب کنند. برای کودکانی که تنگی نفس دارند حیاتی است که شنا را یاد بگیرند، چون از این راه یاد میگیرند چگونه بهتر تنفس کنند. هماهنگی حرکات و نفسها در حال شنا عضلههای سینه و شکم را تقویت میکند و این به آنها امکان میدهد سادهتر تنفس کنند. اینها برخی از کارهایی است که غیر از تولید و تزریق واکسن انجام میدهیم. پژوهش دربارۀ آلرژیها بسیار پرهزینه و دشوار است و کارهای زیادی در این حوزه باید انجام شود. اما، در کل، وضعیت تا حد نسبتاً خوبی تحت کنترل است.
آگوستین: پنج سال پیش مدل اقتصادیِ جدید معرفی شد و نتیجهاش این بود که تا حالا حدود نیممیلیون شغلْ خصوصیسازی شدهاند. آیا میتوانید دربارۀ تکامل این «برنامۀ واقعیسازی» و خطرهای لغزیدن به شرایطِ کاری کاپیتالیستی چیزی بگویید؟
گوارا مارچ: از زمان فروپاشی شوروی، اقتصاد کوبا ضربهپذیری بیشتری در برابر دشواریهای اقتصادیِ بخشهای دیگر جهان پیدا کرده است، بهویژه در کشورهای جامعۀ دولتهای کارائیب و آمریکای لاتین۹ با وجود توسعۀ توریسم و تلاشهای جایگزینی واردات، کسریِ ارزی جدیای وجود دارد و نابرابریهای بزرگی بین قدرت خرید متوسط و حقوقها هست. پس، باید گفت بیست سال در تلاش بودهایم تا حقوقها را، براساس عملکردها و نتایج، تمییز و افزایش دهیم. واقعیسازی اقتصاد، که پنج سال پیش مورد توافق قرار گرفت، بهمعنی ازهمگسیختن و بازسازماندهی مکانهای کاری غیرمولد است. بخشی از این کار از طریق تبدیل اینها به تعاونیهاست و بخشی از طریق خصوصیسازی. این حرکتی است که بیشتر ساختارهایی را قانونی میکند که تا حد زیادی همان وقت هم وجود داشتند و کموبیش تحمل میشدند، مثل آرایشگاهها، نجاریها و سالنهای زیبایی که بهشکل خصوصی سازماندهی میشدند و اغلب افرادی با ضمانتهای اجتماعی و مزد پایین را به کار میگرفتند.
برنامه در اصل در بخش خدماتی اِعمال میشود و کمتر به اصل تولید کار دارد. در هر صورت، شرایط مالکیت در بخشهای حیاتی از این معیارها جدا شدهاند. هیچ خصوصیسازیای در آموزش، بهداشت و دفاع وجود نخواهد داشت، زیرا هیچ راه دیگری نیست که بتوانیم یا بخواهیم در این بخشها تصور کنیم. بهداشت حق آدمهاست و نه نوعی تجارت. آموزش لازم است، زیرا فقط آموزشدیدهها میتوانند آزاد باشند. درنتیجه، برنامۀ واقعیسازیْ برنامهای محدود است. همیشه میگویم که کوبا و انقلاب کوبا آزمایشگاهی بزرگ است، زیرا موضوعهای زیادی هست که پیش از این در هیچ جای دیگری آزموده نشدهاند. ما باید تلاش کنیم و برای مشکلاتی راهحل پیدا کنیم که در مسیر پیش میآیند. این کاری است که در حال حاضر انجام میدهیم. نتایج به شکلی مداوم ارزیابی میشوند و، در صورت لزوم، تطبیق یا اصلاح میشوند. اگر ظرف چند سال بفهمیم که اشتباه کردهایم و نتایجمان مطابق برنامه عمل نمیکنند، باید برگردیم و برای مشکلاتی که درست کردهایم راهحلهایی پیدا کنیم. پس، این نوعی فرایند یادگیری است و حالا در وسط مسیر هستیم.
آگوستین: در هفتمین کنگرۀ حزب کمونیست در آوریل، رائول کاسترو گفت که این آخرین کنگرۀ تحت هدایت نسل تاریخیای خواهد بود «که پرچم انقلاب و سوسیالیسم را به جوانههای جدید تحویل خواهد داد». جوانههای جدید کجای رهبری کشور هستند؟ آیا کنگره پیشنهاد نکرد که مثلاً حزب هم نیازمند اعضای جوانتر است؟
گوارا مارچ: حداقلِ سن برای عضویت در حزب حدود سی سال است و عضویت بستگی به شایستگیهای فرد در گروهش دارد که آن فرد را انتخاب میکند. حزب ما گزینشی است و عمومی نیست. باید بهترینها را انتخاب کند، زیرا کارویژهاش اِعمال کنترل است تا نیروی مردم از اهداف معینشده منحرف نشود. تلاشهایی هست که زنانِ بیشتری وارد حزب کنیم. چیزی که بیشتر برای من مهم است این است که فرد واقعاً خدمت میکند یا نه، نه اینکه زن است یا مرد. فکر میکنم هنوز کارهای زیادی باید انجام شود، بهویژه در رابطه با جوانان. اما ما جوانانِ بسیار قابلی داریم، حتی اگر از تعدادیشان راضی نباشیم و بپذیریم که باید تلاش بیشتری در این جهت بکنیم.
آگوستین: حتی اگر روزی محاصرۀ اقتصادی علیه کوبا برداشته شود، امپریالیسم از تلاش برای محصور و نابودکردن هر ابتکار ضدکاپیتالیستی دست نخواهد کشید. در سفرهای زیادتان به سراسر جهان، اصرار میکنید که با درنظرگرفتن موازنۀ موجود نیروها تنها یک چپ متحد میتواند اوضاع را تغییر دهد. چپ غربی چگونه میتواند به کوبا کمک کند که سرمایههای انقلابش را حفظ کند؟
گوارا مارچ: همین کاری که تا حالا کرده است. موضوع اساسی این است که از سر احترام در کنار کوبا بایستند. همیشه نمیشود دربارۀ چیزهایی که با آن زندگی نمیکنید قضاوت کنید. به فرایند انقلابی اعتماد کنید و وقتی شک دارید لطفاً بپرسید؛ ما جواب خواهیم داد. ما معصوم نیستیم و تلاش میکنیم خودمان را بهتر کنیم. چیزی که حالا اهمیت دارد جنگ علیه محاصره است. این محاصره باید برداشته شود. اما چیز دیگری که برای ما مهم است این است که چپ، در جهان غرب، پشتیبانی لازم برای تغییر جامعهاش را به دست بیاورد. چیزی که بیش از همه به ما کمک خواهد کرد این است که چپ راهی برای خودش از درون مراکز کاپیتالیستی پیدا کند تا با همدیگر واقعیت حاضر را تغییر دهیم. باید در نظر گرفت که بدون ما، بدون مردمان جهان سوم، شما بقا پیدا نخواهید کرد. در همین زمان، آدمها باید از نفسشان بگذرند و برای وحدت حقیقی در جستوجوی روابطْ متحد شوند. باید با انواع مختلف مداخله بین کشورها جنگید. باید با این واقعیت جنگید که پولِ قدرتهای بزرگ از تروریسم بینالمللی حمایت میکند. تجاوز علیه مردم سوریه با بودجۀ غربی انجام میشود. نباید اجازۀ آن را بدهید! نباید اجازه بدهید که سرزمینهایتان برای کشیدن نقشه و افروختن جنگها استفاده شود! دو جنگ جهانی داشتهایم و سومین جنگْ پایان نوع بشر خواهد بود. به همین خاطر است که وقتی چپ در مراکز کاپیتالیستی قدرت کافی برای تغییر این واقعیت را پیدا کند، از آن موقع به بعد، میتوانیم واقعاً پیشرفت کنیم و «جهانی دیگر» بسازیم.
آگوستین: شما زندگی بسیار فعالی در کوبا دارید و همزمان در جلسههای زیادی در خارج شرکت میکنید. در چند ماه گذشته فقط سه بار به اروپا سفر کردهاید. چطور از پسش برمیآیید؟
گوارا مارچ: بله، بهخاطر کارم با مرکز مطالعات چهگوارا و کنفرانسهای سازماندهیشده توسط جنبشهای محلیِ همبستگی و ایکاپ (مؤسسۀ کوبا برای دوستی با ملتها۱۰) زیاد به بخشهای دیگرِ جهان سفر میکنم. بنابراین، بینظمیهایی در اوقات حضورم در کشور وجود دارد. به همین دلیل بود که مسئولیت رهبری شهریام از سوی حزب را رها کردم. حالا فقط یک رزمجوی سادۀ حزب هستم. در کوبا من انرژی زیادی از کارم بهعنوان مشاور آلرژی کودکان میگیرم که کاری بسیار رضایتبخش است. هر بار از سفری خارجی برمیگردم، اولین کاری که میکنم این است که میروم و مدرسۀ «خودم» را میبینم که در آن با کودکان معلول کار میکنم. باید این بچهها را ببینید. آنها بسیار بسیار قوی هستند. بهاینترتیب، باتریهایم را دوباره شارژ میکنم.
(منبع: جامعه خبری تحلیلی الف)
عبارت چهگوارا اصلاح میگردد به چگبارا)
- توضیحات
- بازدید: 1257
«مایک پمپئو» در اظهاراتی به طور تلویحی اشاره کرد آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سازمان سیا) در تلاش برای تغییر دولت کنونی ونزوئلا است.
به گزارش گروه بینالملل باشگاه خبرنگاران جوان، به نقل از ایندیپندنت، رئیس آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سازمان سیا) به طور تلویحی گفت این نهاد در تلاش برای تغییر دولت ونزوئلا است و برای این کار، اکنون با دو کشور در منطقه همکاری میکند.
مایک پمپئو – رئیس سیا – گفت: «امیدوارم در ونزوئلا تغییری صورت بگیرد و ما (سازمان سیا) نهایت تلاش خود را برای درک رویدادهای در حال وقوع در این کشور به کار میگیریم.»
وی افزود: «من در دو هفته گذشته به مکزیکو سیتی و بوگوتا سفر کردم و درباره همین مسئله (با مقامات دو کشور) صحبت و تلاش کردم دریابم آنها برای حصول نتیجه بهتر برای بخشی از جهان که متعلق به آنها و بخشی که متعلق به ما است، چه برنامهای دارند.»
اظهارات پمپئو که در جریان یک جلسه پرسش و پاسخ در یک انجمن امنیتی که اتاق فکر موسسه آسپن آن را برنامهریزی کرده بود، مطرح شد، خشم حامیان دولت ونزوئلا را برانگیخت. نیکلاس مادورو - رئیس جمهور ونزوئلا که در سال 2013 انتخاب شد - اظهارات پمپئو را به شدت محکوم کرد و از دولتهای مکزیک و کلمبیا به شدت انتقاد کرد.
مادورو در یک مصاحبه تلویزیونی با شبکه «تلهسور» گفت: «رئیس سیا گفته است این نهاد و دولت آمریکا در همکاری مستقیم با دولت مکزیک و کلمبیا تلاش میکند دولت قانونی ونزوئلا را سرنگون کند و در امور کشور عزیز ما دخالت کند.»
وی افزود: «من از دولت کلمبیا و دولت مکزیک میخواهم درباره اظهارات رئیس سیا شفافسازی کنند. پس از آن، من درباره این گستاخی تصمیمات سیاسی و دیپلماتیک اتخاذ خواهم کرد.»
واشنگتن که اکنون درگیر اتهامات درباره احتمال دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 آمریکا شده است، سابقه بسیاری در دخالت در امور دولتهای دموکراتیک در آمریکای لاتین – از شیلی و نیکاراگوئه گرفته تا آرژانتین و هایتی – دارد.
آمریکا، تلاش کرده است دولتهای مادورو و هوگو چاوز – رئیس جمهور سابق ونزوئلا – را تضعیف کند. برخی از این تلاشها به وسیله تامین هزینه برای گروههای اپوزیسیون از جانب سازمانهایی مانند بنیاد ملی دموکراسی، و برخی دیگر، تبلیغات مخرب علیه این دولتها انجام شده است.
در ماه مِه سال 2016، چند مقام آمریکایی که نامشان فاش نشده است، به خبرنگاران گفتند ونزوئلا در حال کشیده شدن به یک بحران است که به خشونت منجر خواهد شد. آنها اعلام کردند انتظار نمیرود مادورو بتواند دوره ریاست جمهوری خود را تکمیل کند. دوره دولت کنونی ونزوئلا، پس از انتخابات آینده این کشور و در اواخر سال 2018 میلادی به پایان خواهد رسید.
(منبع: باشگاه خبرنگاران جوان)
- توضیحات
- بازدید: 1097
ستاره مطرح فوتبال پس از گذشت بیش از شش سال از زندگی مشترک، همسر خود را طلاق داد
به گزارش خبرنگار دنیای ورزش گروه ورزشی باشگاه خبرنگاران جوان،خامس رودریگز ستاره تیم ملی فوتبال کلمبیا که به تازگی به عضویت بایرنی مونیخ درآمده است، پس از ۶ سال و نیم زندگی مشترک با دنیلا اوسپینا، همسر سرشناس خود، از او جدا شد.
براساس اعلام نشریه مارکا، چند ماهی میشد که درباره این زوج سرشناس شایعاتی مطرح بود تا این که مدیر برنامههای اوسپینا جدایی این دو را تایید کرد.
او با انتشار یک بیانیه در رسانههای اجتماعی گفت:"دانیلا اوسپینا و خامس رودریگز، والدین سالومه رودریگز اوسپینا، پس از شش و نیم سال از ازدواجشان، جدایی ود را رسمی میکنند. این امر در بهترین شرایط ممکن انجام میشود و تصمیمی دو طرفه است. "
(منبع: باشگاه خبرنگاران جوان)
(عبارت خامس رودریگز اصلاح میگردد به خامس ردریگس)
- توضیحات
- بازدید: 700
دانشمندان شیلیایی مولکولهایی را در دو گونه گل بومی در قطب جنوب یافتهاند که از گیاهانشان در مقابل تشعشع خورشید محافظت میکنند.
به گزارش ایسنا به نقل از دیلیمیل، میتوان از این مولکولها برای تولید محصولاتی مانند ضدآفتاب و همچنین در محافظت از غلات کشاورزی آسیبپذیر استفاده کرد.
محققان دانشگاه سانتیاگو در شیلی حین بررسی ویژگیهای دو گیاه گل ده در قطب جنوب به نامهایColobanthus quitensis وDeschampsia Antarctica دریافتند این گونهها قادر به تحمل کردن سطوح بالای تشعشعات فرابنفش هستند.
گفته میشود اینها تنها دو گیاه گل دهی هستند که در ناحیه قطبی کشف شدهاند و در لبههای معتدلتر این ناحیه میرویند.
دانشمندان با مطالعه این گیاهان، گروهی از موکولها را در گلهای آنها به ویژه در گونه Colobanthus یافتند که به عنوان فیلترکننده نور خورشید عمل کرده و از آسیبهای ناشی از تشعشعات ممانعت میکنند.
تیم علمی به دنبال پیدا کردن شرکای تجاری جهت تولید محصولاتی جدید با استفاده از یافتههای این تحقیق است.
(منبع: خبرگزاری ایسنا)








