اخبار
- توضیحات
- بازدید: 1014
مادرید- ایرنا- یک دادگاه در مادرید دستور نبش قبر «سالوادور دالی» نقاش معروف اسپانیایی را برای تشخیص هویت زنی که ادعا دارد فززند اوست، صادر کرد.
به گزارش ایرنا، پزشکان قانونی مسئول نبش قبر، سعی خواهند کرد که نمونه هایی از ناخن، استخوان های ساق و ران افزون بر کشیدن دندان از پیکر مومیایی شده دالی را به دست آورند تا رابطه این زن و نقاش مشهور را مشخص کنند.
حکم دادگاه در نبش قبر دالی مربوط به زنی به نام «ماریا پیلار آبل» است که ادعا کرده دختر این نقاش می باشد. وی ادعا دارد که دالی در سال 1955 میلادی، با یک خدمتکار رابطه داشته و او محصول این ارتباط است.
به گفته منابع آگاه، عملیات برای به دست آوردن دی ان ای دالی که در موزه دالی دفن است، روز پنجشنبه ساعت 20 به وقت محلی و پس از اینکه درهای این موسسه به روی بازدید کنندگان بسته می شود، آغاز خواهد شد. پس از نمونه برداری نتیجه این آزمایش ظرف یک تا دو ماه آینده مشخص و اعلام می شود.
خانم «آینا استاریاس» رئیس موسسه پزشکی قانونی و علوم پزشکی قانونی ایالت کاتالونیا، در این رابطه بدون وارد شدن به جزئیات، توضیح داد که وقتی پیکر مومیایی می شود، به دست آوری دی ان ای می تواند پیچیده تر باشد زیرا برای مومیایی از فرمالدئید استفاده می گردد که بر روی دندان ها تاثیر می گذارد.
به گفته استاریاس، بقایای دالی در زیر یک سنگ با وزن یک تن و نیم دفن است و نبش قبر می تواند بین سه تا پنج ساعت بطول انجامد.
وی ادامه داد: متخصصانی که به این عملیات خواهند پرداخت، یک سری احتیاط های اساسی را خواهند داشت زیرا افتادن یک مو از سر این افراد یا یک قطره بزاق آنها، نمونه را آلوده خواهد کرد و به همین دلیل، پزشکان قانونی باید مجهز به یک لباس که حفاظت دوبله دارد افزون بر دستکش و ماسک باشند و برای استخراج نمونه های ژنتیکی باید از ابزار یک بار مصرف استفاده کنند.
سالودور دالی، در سال 1989 میلادی و در سن 85 سالگی درگذشت و در شهر فیگرس زادگاه خود واقع در شمال شرقی کاتالونیا دفن شد.
دالی در طول زندگی خود حدود هزار و 500 تابلو نقاشی کرد افزون بر اینکه صدها مجسمه نیز ساخته است. در این رابطه، ارزش آثار وی غیر قابل محاسبه هستند.
ماریا پیلار آبل، دختر مدعی دالی یک فالگیر 62 ساله است که می گوید مادرش برای خانواده ای کار می کرده که مدتی همسایه دالی و همسرش گالا در شهر کاداکس (cadaques )، بودند.
هرچند که وی می گوید که هدفش از تعیین هویت، دلایل مادی ندارد و وی به دنبال اهداف معنوی و احساسی آن است، در صورت اثبات اینکه او دختر دالی می باشد، 25 درصد از ارث دالی به وی می رسد.
این در حالی است که دالی و همسرش در طول زندگی خود هیچ فرزندی نداشتند و ارث وی به خواهرش رسیده بود.
(منبع: خبرگزاری ایرنا)
- توضیحات
- بازدید: 942

فرهنگ > تجسمی - پلیس اسپانیا اعلام کرد که سه نقاشی از پنج نقاشی به سرقت رفته اثر فرانسیس بیکن را پیدا کرده است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پنج نقاشی اثر فرانسیس بیکن نقاش بریتانیایی سال ۲۰۱۵ دزدیده شدند. این نقاشیها بیش از ۲۹ میلیون دلار ارزش دارند.
خوزه کاپلو، دوست فرانسیس بیکن مالک این تابلوها است و آنها را در خانهاش در مادرید نگهداری میکرد. سرقت این تابلوها بزرگترین دزدی آثار هنری معاصر در اسپانیا به شمار میرفت.

تابلوهای سرقت شده بیکن
بیکن که سال ۱۹۹۲ بر اثر حمله قلبی در مادرید از دنیا رفت، ۸۲ سال پیش از آن در دوبلین به دنیا آمده بود. او در مقام نقاشی خودآموخته با اینکه هیچگونه آموزش آکادمیک ندیده بود، به یکی از مهمترین نقاشان معاصر جهان تبدیل شد.
پلیس اسپانیا با استفاده از اطلاعات تیم تخصصی ردیابی آثار هنری گمشده در لندن، موفق به یافتن تابلوهای دزدی شده است. آنها خبردار میشوند که فردی در نزدیکی بارسلونا پیشنهاد تعیین اصالت یکی از تابلوهای به سرقت رفته را دریافت کرده است. او عکسی را که سارقان برایش فرستادهاند به پلیس میدهد و پلیس با شناسایی دوربین مورد استفاده، عکاس و یکی از متهمان را پیدا میکند.
تابلوهای بیکن در حراجی آثار هنری از ارزش بسیار زیادی برخوردارند. سال ۲۰۱۵ یکی از تابلوهای او در حراجی ساتبی لندن چیزی بیش از ۳۹ میلیون دلار فروخته شد.
در سال ۲۰۱۳ نیز تابلوی بیکن از لوسین فروید در نیویورک ۱۴۲ میلیون دلار فروخته شد و رکوردی تازه در حراجی آثار هنری ثبت کرد.
(منبع: خبر آنلاین)
- توضیحات
- بازدید: 1154
مادرید- ایرنا-وزیر کشور اسپانیا گفت که شمار مهاجران غیرقانونی که در شش ماه نخست سال جاری میلادی از طریق دریا و زمین وارد این کشور شده اند افزایش چشمگیری یافت.
به گزارش چهارشنبه ایرنا به نقل از خبرگزاری افه، بر اساس اعلام «خوان ایگناسیو زویدو» وزیر کشور اسپانیا از ابتدای سالجاری میلادی تا روز یکشنبه گذشته در مجموع 10 هزار و 751 مهاجر غیرقانونی وارد اسپانیا شده اند که این روند افزایش 104 درصدی (دو برابر شدن) ورود غیرقانونی مهاجران به این کشور در مقایسه با دوره مشابه سال 2016 را نشان می دهد.
به گفته این مقام اسپانیایی، فقط در ماه ژوئن سالجاری دو هزارو
189مهاجر غیر قانونی وارد اسپانیا شده اند.
وزیر کشور اسپانیا از افزایش روند ورود مهاجران غیرقانونی به کشورش به عنوان یک بحران واقعی مهاجرتی یاد کرد.
ایگناسیو زویدو تصریح کرد که از مجموع افرادی که به طور غیر قانونی به اسپانیا وارد شدند،3 هزار و 204 نفر از طریق ملیا و سئوتا وارد خاک این کشور شدند .
زویدو که روز چهارشنبه برای توضیح در خصوص غرق شدن 49 مهاجر غیرقانونی در ماه ژوییه سال جاری در نزدیکی سواحل اسپانیا در کنگره نمایندگان حاضر شده بود، گفت: دولت مادرید در اینکه این افراد به خاطر مشکلات در کشورهایشان با ریسک بسیار بالا اقدام به سفر به دیگر کشورها می کنند؛ مسئولیتی ندارد.
وی تاکید کرد: دولت مادرید تلاش خود را برای ارائه بهترین پوشش به این افراد می کند هر چند که گاهی این تلاش و کوشش دولت به چشم نمی آید.
(منبع: خبرگزاری ایرنا)
- توضیحات
- بازدید: 1152
تهران - ایرنا - «آلوارو موراتا» مهاجم جوان و تاثیرگذار تیم ملی اسپانیا و باشگاه رئال مادرید به چلسی انگلستان ملحق شد.
به گزارش چهارشنبه شب ایرنا، پسر طلایی «سانتیاگوبرنابئو» که فصل گذشته با وجود گلزنی و تاثیرگذاری در قهرمانی های رئال مادرید در لالیگا و لیگ قهرمانانن باشگاه های اروپا، نتوانست اعتماد «زین الدین زیدان» سرمربی کهکشانی های را جلب کند و در اکثر دیدارها ذخیره «کریم بنزما» بود در نهایت پایتخت اسپانیا را به مقصد لندن ترک کرد.
او که اکنون همراه به رئال مادرید در اردوی آمریکا حضور دارد، پس از توافق مسئولان دو باشگاه چلسی و رئال مادرید تا ساعاتی دیگر راهی لندن خواهد شد تا قرارداد رسمی و پنج ساله اش را با آبی پوشان «استمفوردبریج» امضاء کند.
رقم این قرارداد و توافق بین مسئولان باشگاه، مبلغی بین 80 تا 85 میلیون یورو عنوان شده است.
سایت رسمی باشگاه چلسی، چهارشنبه شب این خبر را اعلام کرد تا خیال «آنتونیو کونته» سرمربی چلسی برای در اختیار داشتن یک مهاجم طراز اول آسوده شود.
چلسی پس از کنار گذاشته شدن «دیه گو کاستا» به دنبال جذب مهاجم طراز اول بود که پس از شکست خوردن پروژه انتقال «روملو لوکاکو» بلژیکی و پیوستنش به منچستریونایتد، مالکان متمول چلسی موفق به جذب موراتا شدند.
«آلوارو موراتا» پس از «خامس رودریگس» که هفته گذشته راهی بایرن مونیخ شد؛ دومین ستاره ای محسوب می شود که رئال مادرید را ترک کرده است.
(منبع: خبرگزاری ایرنا)
- توضیحات
- بازدید: 864
مادرید - ایرنا - مقامات پلیس اسپانیا اعلان کردند که جسد «میگل بلسا» رئیس سابق بانک 'کاخا مادرید' امروز چهارشنبه در مزرعه ای در استان کوردوبا در جنوب این کشور در حالی پیدا شد که با گلوله تفنگ شکاری به قتل رسیده بود.
به گزارش ایرنا به نقل از خبرگزاری افه ، منابع مذکور اشاره داشتند که جسد بلسا در ساعت 8 صبح به وقت محلی در مزرعه ای توسط یک کارگر پیدا شد و ماموران ژاندارمری و پزشک قانونی پس از مرگ وی، به این محل رسیده اند.
محققان می گویند: به رغم اینکه نخستین فرضیات به خودکشی اشاره دارد، اما احتمال دارد که مرگ وی بر اثر حادثه بوده باشد، زیرا بلسا اغلب برای شکار به این مزرعه میرفته است.
بلسا که در آستانه هفتاد سالگی بود، در ماه مارس سال جاری (2017) به دلیل فساد مالی و اختلاس از طریق استفاده غیرقانونی از کارت های عابر بانک ویژه موسوم به 'کارت های سیاه' که فقط در اختیار مدیران بانک ها قرار داده می شود، در دادگاه به تحمل 6 سال حبس محکوم شد.
با اینکه 64 استفاده کننده دیگر این کارت ها از جمله «رودریگو راتو» جانشین وی در این بانک، وزیر سابق اقتصاد اسپانیا و رئیس سابق صندوق بین المللی پول نیز به همراه وی به حبس محکوم شدند، اما بلسا و راتو در ماه آوریل با ارائه اعتراض خود به دیوان عالی، موفق شدند از زندانی شدن خود جلوگیری کنند.
بلسا ، پرونده های دیگر فساد مالی نیز داشت که دادگاه ها در حال رسیدگی به آنها بودند و اکنون با مرگ وی ، بسیاری از اسرار فساد های مالی و اختلاس با وی به گور سپرده خواهد شد.
(منبع: خبرگزاری ایرنا)
- توضیحات
- بازدید: 704
دبیر فدراسیون ورزش بیماران خاص و پیوند اعضا درباره تشکیل کمیته انضباطی برای رسیدگی به پرونده ۷ ورزشکارگفت: اول مرداد این ورزشکاران برای پاسخ به انتقادات خود باید در کمیته انضباطی حضور پیدا کنند.
مهین فرهادیزاد در گفتوگو با ایسنا، درباره هفت ورزشکاری که به دلیل عدم صدور ویزای مسابقات جهانی مالاگا اسپانیا اعتراض داشتند، اظهار کرد: هر ورزشکاری این حق را دارد که اگر بخواهد پاسخ منطقی در خصوص عدم حضورش در مسابقات جهانی مالاگا دریافت کند، شکایت خود را در فدراسیون ورزش بیماران خاص مطرح کند اما این که بخواهند در کانالهای مختلف علیه فدراسیون توهین کند و اولتیماتوم بدهد، کار ناپسندی است و باید در کمیته انضباطی پاسخگوی اعتراضات خود باشد.
او در ادامه مدعی شد: این ورزشکاران پیش از این نیز با حضور در محل وزارت ورزش و جوانان اعتراضات خود را به فریبا محمدیان (معاونت ورزش بانوان) و داورزنی (معاونت ورزش حرفهای و قهرمانی) مطرح کرده بودند. البته ما نمیگوییم که این کار آنها اشتباه یا درست است اما معتقدم زمانی که مسئولیت این کار بر عهده فدراسیون ورزش بیماران خاص و پیوند اعضا است، باید از فدراسیون پاسخ قانعکنندهای دریافت میکردند نه این که بخواهند اعتراضات خود را در جاهای مختلف مطرح کنند.
دبیر فدراسیون ورزش بیماران خاص و پیوند اعضا خاطرنشان کرد: اشاعه این گونه رفتارها در کانالهای مجازی کار زشتی است و ورزشکاران خاطی باید دلیل قانعکنندهای برای رفتارهای خود در کمیته انضباطی داشته باشند که چرا خواستار مطرح کردن مسائلی بودند که در شان این فدراسیون نیست. آنها باید پاسخ مناسبی در کمیته انضباطی برای به کار بردن الفاظ نادرست در کانالهای مجازی باشند.
فرهادیزاد گفت: من خود شاهد این موضوع بودم که رییس فدراسیون بیماران خاص، ۴۵ روز قبل از اعزام کاروان به مسابقات جهانی مالاگای اسپانیا چه تلاشی انجام داد تا سفارت اسپانیا به ۸۰ ورزشکار اعزامی برای این رقابتها ویزا صادر کند حتی به تمام ورزشکاران لباس تهیه کرده بود و همه کارها انجام شده بود اما زمانی که سفارت اسپانیا تنها خواستار صدور ویزا به ۴۰ ورزشکار بوده در اینجا فدراسیون پیوند اعضا مقصر نیست و نباید این طور مطرح کنند که فدراسیون در خصوص اعزام ورزشکاران به این مسابقات سلیقهای عمل کرده است. به هر جهت چون امکان گرفتن ویزای شینگن وجود نداشت، سفارت اسپانیا به ما اعلام کرد که تنها میتواند برای ۴۰ ورزشکار ویزای ملی بدهد نه شینگن.
او افزود: بنابراین از ۶۰ نفر که در این رقابتها حضور داشتند، ۲۰ نفر قبلا موفق به گرفتن ویزای شینگین شده بودند و ۴۰ ورزشکار اعزامی نیز ویزای ملی گرفته بودند که البته اعزام این ۴۰ ورزشکار نیز براساس اولویت مدالآوری و طبق نظر مربیان در هر رشته صورت گرفته بود و فدراسیون هیچگونه دخالتی در این زمینه نداشت. این مشکل باید در جای خود و به صورت منطقی حل و فصل شود. قطعا با بوق و کرنا کردن این گونه موضوعات در صفحات مجازی کاری از پیش نمیرود.
وی در پایان از ثریا پارس لاری، محمد براتی، عباسعلی مسیبی، مرتضی فنایی، فرشته فکری، سعید سهرابی و رها رضاییفرد، نفرات دعوت شده به کمیته انضباطی نام برد و گفت: این افراد روز یکشنبه اول مرداد ساعت ۹ صبح باید در کمیته انضباطی حضور پیدا کنند و پاسخگوی شکایات خود باشند. عدم حضور ورزشکاران معترض به کمیته انضباطی سبب میشود تا فدراسیون درباره آنها تصمیمات لازم را اتخاذ کند.
(منبع: خبرگزاری ایسنا)
- توضیحات
- بازدید: 948
مدال "فیلدز" که نام رسمی آن "مدال بینالمللی اکتشافات برجسته در ریاضی" است، توسط «جان چارلز فیلدز» (1863–1932)، پروفسور ریاضیات دانشگاه "تورنتو"، پایهگذاری شد.
به گزارش ایسنا، مدال فیلدز هر چهار سال یک بار در "کنگره بینالمللی ریاضی" به ریاضیدانهای برجسته زیر 40 سالی اعطا میشود که دستاورد قابلتوجهی در علم ریاضیات داشتهاند.
در سال 1924 "کنگره بینالمللی ریاضیات" در تورنتو تصویب کرد که در هر بار برگزاری این کنگره، دو مدال طلا به ریاضیدانان جوان دارای کشف مهمی در ریاضی اعطا شود. پروفسور جی سی فیلدز، ریاضیدان کانادایی که در این سال دبیر کنگره بود، پیشنهاد پایهگذاری این جایزه را داد و سرمایه لازم برای تثبیت کردن مدال فیلدز را تامین کرد و این مدال هم به افتخار خود وی نامگذاری شد.
در سال 1966 توافق شد که با هدف بسط دادن تحقیقات در زمینه ریاضی، در هر بار برگزاری کنگره بینالمللی ریاضیات، چهار مدال به چهار نامزد برتر اعطا شود.
مدال فیلدز معمولا نزدیکترین جایزه به جایزه نوبل به شمار میآید و همراه با یک جایزه 15 هزار دلار کانادا به برندگان اعطا میشود. این جایزه اولین بار در سال 1936 به دو ریاضیدان به نامهای لارس آلفورس و جسی داگلاس اهدا شد و از سال 1950 تاکنون به طور منظم اهدا شده است.
جایزه نوبل توسط شیمیدان سوئیسی و مخترع دینامیت به نام آلفرد نوبل پایهگذاری شد اما نوبل چون مخترع و صنعتگر بود، جایزهای برای ریاضیات در نظر نگرفت و به ریاضی یا علوم نظری علاقهای نداشت. در واقع، جوایز نوبل برای دانشمندانی در نظر گرفته شده که اختراعات و کشفیاتشان بالاترین فایده عملی را برای بشریت داشته باشند.
فیلدز، شاخص مهمی در حوزه تحقیقات علم ریاضیات به شمار میآید و تعداد قابل توجهی از برندگان آن اغلب در حوزههای بسیار انتزاعی مانند هندسه جبری و توپولوژی جبری فعالیت داشتهاند. تقریبا نیمی از این افراد در "موسسه مطالعات پیشرفته" (Institute for Advanced Study) در پرینستون مشغول به تحقیق بودهاند.
"کمیته مدال فیلدز" توسط" کمیته اجرایی اتحادیه بینالمللی ریاضیات" (IMU) انتخاب میشود و رئیس آن معمولا رئیس اتحادیه بینالمللی ریاضی است. نام رئیس کمیته رسانهای میشود اما اسامی اعضای دیگر آن تا قبل از اعطای مدال در کنگره ریاضی افشا نمیشود.
این مدال از طلا ساخته شده و روی آن تصویری از نیمرخ ارشمیدس به همراه نامش و جمله لاتین"TRANSIRE SUUM PECTUS MUNDOQUE POTIRI" با مضمون "خود را بشناس تا جهان را دریابی" حک شده است.
در پشت مدال هم یک جمله لاتین با معنی "ریاضیدانان سراسر جهان به اتفاق، این جایزه را به دلیل آثار برجسته تقدیم میدارند" درج شده است.
همچنین در پشت مدال تصویری از یک شاخه زیتون به چشم می خورد و در پشت شاخه زیتون هم تصویری از یک کره است که در یک استوانه با ارتفاع و قطر قاعدهای برابر قطر کره محاط گشته است. ارشمیدس ثابت کرد این کره حجمش دقیقا برابر دوسوم حجم استوانه است و مساحتی برابر دوسوم مساحت استوانه دارد.
جایزه فیلدز به نسبت سایر جوایز علمی ازجمله آبل و نوبل دارای ارزش مادی بالایی نیست با این حال ارزش معنوی این جایزه به قدری بالاست که از سال 1936 ریاضیدانان تراز اول جهان را با کسب این جایزه میشناسند.
مریم میرزاخانی، اولین زن در دنیاست که موفق شد این جایزه را از آن خود کند. آرتور آویلا (Artur Avila) نیز اولین دانشمندی است که از آمریکای لاتین برنده این جایزه شده است.
میرزاخانی در سال 2014 به دلیل انجام تحقیقات در زمینه «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانهای آنها» برنده مدال فیلدز شد. زمینه تحقیقاتی وی مشتمل بر نظریه "تایشمولر"، هندسه "هذلولوی"، نظریه "ارگودیک" و هندسه "همتافته" بود.
برندگان جایزه فیلدز از سال 1936 تا 2014 عبارت اند از:
سال 1936: لارس والریان آلفورس (Lars Valerian Ahlfors) از دانشگاه هاروارد و جسی داگلاس (Jesse Douglas) از موسسه فناوری ماساچوست.
سال 1950: لران شوارتس (Laurent Schwartz) از دانشگاه نانسی. آتله سلبرگ (Atle Selberg) از موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون.
سال 1954: کونیهیکو کودایرا (Kunihiko Kodaira) از دانشگاه پرینستون. ژان-پیر سر (Jean-Pierre Serre) از دانشگاه پاریس.
سال 1958: کلاوس فریدریش راس (Klaus Friedrich Roth) از دانشگاه لندن. رنه تام (René Thom) از دانشگاه استراسبورگ.
سال 1962: لارش وی هرماندر(Lars V. Hörmander) از دانشگاه استکهلم. جان ویلارد میلنور (John Willard Milnor) از دانشگاه پرینستون.
سال 1966: مایکل فرانسیس آتیا (Michael Francis Atiyah) از دانشگاه آکسفورد. پل جوزف کوهن (Paul Joseph Cohen) از دانشگاه استنفورد. الکساندر گروتندیک (Alexander Grothendieck ) از دانشگاه پاریس. استیو اسمیل (Stephen Smale) از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی.
سال 1970: آلن بیکر (Alan Baker) از دانشگاه کمبریج. هیسوکه هیروناکا (Heisuke Hironaka) از دانشگاه هاروارد. سرگئی پی. نووینکوف (Serge P. Novikov) از دانشگاه مسکو. جان گریگز تامپسون (John Griggs Thompson) از دانشگاه کمبریج.
سال 1974: انریکو بومیهری (Enrico Bombieri) از دانشگاه پیزا. دیوید برایانت ممفورد (David Bryant Mumford) از دانشگاه هاروارد.
سال 1978: پیر رنه دلین (Pierre René Deligne ) از پژوهشگاه علوم پیشرفته در فرانسه. چارلز لوئیز ففرمان (Charles Louis Fefferman ) از دانشگاه پرینستون. گریگوری الکساندرویچ مرگلیس (Gregori Alexandrovitch Margulis) از دانشگاه مسکو. دانیل جی. کوئیلن (Daniel G. Quillen ) از موسسه فناوری ماساچوست.
سال 1982: آلن کن (Alain Connes) از پژوهشگاه علوم پیشرفته فرانسه. ویلیام پی ثرستن (William P. Thurston) از دانشگاه پرینستون. شینگ-تونگ یائو (Shing-Tung Yau) از موسسه مطالعات پیشرفته پرینستون.
سال 1986: سایمون دونالدسون (Simon Donaldson) از دانشگاه آکسفورد. گرد فالتینگس (Gerd Faltings) از دانشگاه پرینستون. مایکل فریدمن (Michael Freedman) از دانشگاه کالیفرنیا در سندیهگو.
سال 1990: ولادیمیر درینفلد (Vladimir Drinfeld) از موسسه فیزیک خارکف. وان آر جونز (Vaughan Jones) از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی. شیگهفومی موری (Shigefumi Mori ) از دانشگاه کیوتو. ادوارد ویتن (Edward Witten) از موسسه مطالعات پیشرفته پرینستون.
سال 1994: پیر-لوئی لیون (Pierre-Louis Lions ) از دانشگاه پاریس-دوفن. ژان-کریستف یوکوز (Jean-Christophe Yoccoz) از دانشگاه پاریس-جنوب در فرانسه. ژان بورگن (Jean Bourgain) از موسسه مطالعات پیشرفته پرینستون. افیم زلمانوف (Efim Zelmanov) از دانشگاه ویسکانسین.
سال 1998: ریچارد ایی. بورچردز (Richard E. Borcherds) از دانشگاه کمبریج. دبلیو. تیموتی گاورز ( W. Timothy Gowers) از دانشگاه کمبریج. ماکسیم کنتسویچ از پژوهشگاه علوم پیشرفته در فرانسه. کورتیس تی مک مولن (Curtis T. McMullen) از دانشگاه هاروارد.
سال 2002: لوران لافورگ (Laurent Lafforgue) از پژوهشگاه علوم پیشرفته در فرانسه. ولادیمیر وایودسکی (Vladimir Voevodsky) از موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون.
سال 2006: آندری اکونکوف (Andrei Okounkov) از دانشگاه پرینستون. گریگوری پرلمان (Grigori Perelman) از روسیه که جایزه را تحویل نگرفت. ترنس تائو (Terence Tao) از دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس. وندلن ورنر (Wendelin Werner) از دانشگاه جنوب-پاریس در فرانسه. ایلان لیندن اشتراوس.
سال 2010: نگو باو چائو (Elon Lindenstrauss) از موسسه مطالعات پیشرفته پرینستون. استانیسلاو سمیرینف (Stanislav Smirnov) از دانشگاه ژنو سوئیس. سدریک ویلانی (Cédric Villani) از اکول نرمال دو سوپریور در لیون و موسسه انه آنری یوانکاره.
سال 2014: مریم میرزاخانی از دانشگاه استنفورد. آرتور آویلا (Artur Avila) از دانشگاه پاریس دیدرو. مانجول بارگاوا (Manjul Bhargava) از دانشگاه پرینستون. مارتین هایرر (Martin Hairer) از دانشگاه وارویک.
(منبع: خبرگزاری ایسنا)
- توضیحات
- بازدید: 1003
شهری زیبا در دل منطقه کوهستانی کوچابامبای بولیوی که در میان تپههای مهآلود و طبیعتی بکر آرام گرفته. در ظاهر شبیه به باقی شهرهای کوچک منطقه است
شفا آنلاین:این شهر فقط توسط زنان اداره میشود؛ زنانی دلمرده و خسته از جامعهای بیرحم<A brutal society> و زنستیز که میخواهند زمام امور زندگیشان را خودشان به دست بگیرند و یک بار برای همیشه از زیر سایه سنگین سرنوشت محتومشان فرار کنند.
به گزارش شفا آنلاین: شهری زیبا در دل منطقه کوهستانی کوچابامبای بولیوی که در میان تپههای مهآلود و طبیعتی بکر آرام گرفته. در ظاهر شبیه به باقی شهرهای کوچک منطقه است. سخت میتوان این اجتماع حاشیهنشین را از سایر شهرهای کارگرنشین منطقه تشخیص داد؛ سکونتگاهی با خانههای آجری کوچک و تکاتاقه و ساختمانهایی که طبقه کارگر بولیوی را در خود جای داده است.
اما این شهر دورافتاده برخلاف ظاهر عادیاش با سایر شهرها یک تفاوت آشکار دارد؛ این شهر فقط توسط زنان اداره میشود؛ زنانی دلمرده و خسته از جامعهای بیرحم و زنستیز که میخواهند زمام امور زندگیشان را خودشان به دست بگیرند و یک بار برای همیشه از زیر سایه سنگین سرنوشت محتومشان فرار کنند.
همیشه پای یک زن در میان است
از سال 1999 چند فعال اجتماعی بولیویایی تصمیم گرفتند زیر سایه توانمندیهای مدیریتی زنان، منطقه امنی را به نام ماریا آکسیلیادورا برای زندگی خانوادهها ایجاد کنند که در آن برخلاف سایر شهرهای بولیوی، خبری از خشونتهای خانگی نیست. خانوادههایی که دوست دارند در این شهر کوچک زندگی کنند، باید قوانین خاص آن را بپذیرند. این شهر دو قانون مهم دارد؛ اول اینکه خرید و فروش مشروبات الکلی در آن ممنوع است و دوم اینکه خشونتهای خانگی و جنسیتی در این شهر جایی ندارد. یکی از موسسان ماریا آکسیلیادورا درباره زندگی در این شهر به گاردین گفته: «تا قبل از اینکه در این شهر ساکن شویم، همسرم مثل اغلب مردهای بولیویایی عادت داشت وقت و بیوقت من را کتک بزند. از وقتی در ماریا آکسیلیادورا ساکن شدهایم و قوانین آن را پذیرفتهایم، او نوشیدن الکل را کنار گذاشته و دیگر روی من دست بلند نکرده است.»
این اجتماع کوچک کعبه آمال زنانی است که در جامعهای خشونتطلب و مردسالار زندگی میکنند. بولیوی کشوری است که کشتار زنان در آن بیداد میکند و اعمال خشونت علیه آنها به موضوعی عادی و روزمره تبدیل شده است. این معضل آنقدر در بولیوی جدی است که دولت گروهی را تحت عنوان «نیروهای ویژه علیه خشونت» مامور پیگیری و پیشگیری از سوءرفتار با زنان کرده است. طبق آمارهای رسمی، سال گذشته 94 زن در نتیجه خشونتهای خانگی در بولیوی کشته شدند و در سال 2015 هم 93 زن به قتل رسیدند که این رقم با توجه به جمعیت 10 میلیون نفری بولیوی آمار نگرانکنندهای است. تنها در دو روز ابتدایی سال 2017 هم دو مورد قتل زنان گزارش شده است.
ایوو مورالز، رئیس جمهور بولیوی در سال 2013 قانونی را تصویب کرد تا با در نظر گرفتن مجازاتهای سنگین برای مردان خاطی، از خشونتهای خانگی علیه زنان جلوگیری کند. طبق این قانون، مجازات 30 سال حبس برای کشتار زنان در نظر گرفته شد، اما با استناد به گزارش روزنامه ملی بولیوی، تا به حال فقط یکپنجم قتلهای انجامشده با مجازات حبس 30 ساله همراه شده است.
پرسه در شهر زنان
مردم ماریا آکسیلیادورا حالا حدود دو دهه است که جامعه کوچکشان را به شیوه خودشان اداره میکنند. این اجتماع کوچک توسط پنج زن بنیانگذاری شده است و همه نقشهای مدیریتی آن برعهده زنان است. ایده تاسیس ماریا آکسیلیادورا زمانی به ذهن بنیانگذارانش رسید که در کمیتهای درباره موضوع خشونت خانگی و سلامت فضای خانواده کار میکردند. این کمیته قرار بود به خانوادههای فقیری کمک کند که بهناچار باید زیر فشار سوءاستفادههای مکرر صاحبخانههایشان زندگی میکردند. زمینی که ماریا آکسیلیادورا در آن تاسیس شده، مالکیت جمعی دارد و قابل فروش نیست؛ درنتیجه قیمت اجارهها ثابت میماند و خانوادههای کمدرآمد هم از پس پرداخت آن برمیآیند. هر کس در این شهر زندگی کند، میتواند به داشتن سرپناه دائمی دلگرم شود.
در حال حاضر 420 خانواده در این ماریا آکسیلیادورا زندگی میکنند. زوجهای ساکن این شهر در صورت بروز مشکلات زناشویی میتوانند از خدمات مشاورهای رایگان کمیته پشتیبان خانوادهها برخوردار شوند. ورکشاپهایی در این شهر برگزار میشود که به زنان در زمینه اشکال مختلف خشونتهای خانگی ازجمله سوءاستفادههای مالی و خشونتهای کلامی و روانی آموزش میدهد. زنان ساکن این شهر علاوه بر تلاش برای مبارزه با خشونت، در زمینه فعالیتهای زیستمحیطی و مقابله با تغییرات آبوهوایی هم برنامههای ویژهای تدارک دیدهاند. منش آنها احترام به طبیعت و استفاده از محصولات ارگانیک است. ایرن کاردوزو از موسسان ماریا آکسیلیادورا میگوید: «من به این نتیجه رسیدم که بهتر است خوراکیهای مورد نیازمان را با دستهای خودمان بکاریم و به عمل بیاوریم. ما در اینجا سبزیجات تازه و پاک بدون موارد شیمیایی مصرف میکنیم. این روش زندگی به طبیعت و ذات بشر نزدیکتر است.»
پنج موسس ماریا آکسیلیادورا اهتمام زیادی به حفظ آب و منابع طبیعی دارند. آنها معتقدند آسیبپذیری زنان نسبت به تغییرات آبوهوایی از مردان بیشتر است و از این جهت، وظیفه سنگینتری برای مقابله با این آسیب، بر دوش آنهاست. زنان ساکن این شهر دائما درباره خودکفایی در تولید غذاهای مصرفیشان بحث میکنند و مواردی مثل نگهداری طبیعی موارد غذایی بدون استفاده از افزودنیها از دغدغههای اصلی آنهاست. به این ترتیب با یک تیر دو نشان میزنند؛ هم در هزینههای خانواده صرفهجویی کردهاند و هم قدمی در راستای زندگی صلحآمیز و محافظت از طبیعت برداشتهاند.
ورود آقایان خشن ممنوع!
اینطور که موسسان ماریا آکسیلیادورا میگویند، از زمان تاسیس این جامعه کوچک تاکنون چهار مرد از شهر اخراج شدهاند، چون به اعمال خشونت در خانوادههایشان ادامه دادهاند. یکی از مردان ماریا آکسیلیادورا که 15 سال است در این شهر سکونت دارد، درباره احساسش از زندگی در این شهر زنانه به گاردین گفته: «در ابتدا مردان از اینکه همیشه باید توسط زنان راهبری شوند، احساس انزجار داشتند، اما کمکم این شرایط را پذیرفتند. برخی از مردان گمان میکنند که از زنان توانمندترند، اما تجربه زندگی امروزی نشان داده که زنان در صحبت کردن و سخنوری و در متقاعدسازی افراد، قویتر عمل میکنند. مردها برخورد مستقیمتری با مسائل دارند و از پیچیدگیهای زنانه برخوردار نیستند.» او که شاهد خروج هر چهار مرد اخراجشده از ماریا آکسیلیادورا بوده، اشاره میکند که در هر چهار مورد تقریبا همه ساکنان شهر برای دفاع از زنان مورد آزار قرارگرفته همصدا شدند و در یک حرکت جمعی، خاطیان را از شهر آرام و دنیای صلحآمیزشان بیرون کردند.
دفاع از زنانگی
مشاغلی که در ماریا آکسیلیادورا به زنان پیشنهاد میشود، از ساعات کاری استاندارد و درآمد کافی برخوردار است. زنان عضو این جامعه کوچک یاد میگیرند که گریه کردن تنها راه مقابله با خشونت همسرانشان نیست. آنها میآموزند که ساکت نمانند و از زنانگیشان دفاع کنند. اعتمادبهنفس پیدا میکنند تا از شر ضعفهای شخصیتیشان رها شوند و زندگی را جور دیگری ببینند. آنها برای اولین بار در زندگی یاد میگیرند که خشونت فقط به تعرض فیزیکی محدود نمیشود. رئیس اداره مبارزه با خشونتهای خانگی کوچابامبا میگوید: «برای مددکاران اجتماعی امکانپذیر نیست که خانهها را یکییکی بازدید کرده و درگیریهای و تعارضهای خانگی را حلوفصل کنند، اما این امکان وجود دارد که این تعارضها به اعضای جامعه آموزش داده شود تا خودشان برای تغییر وضعیتشان اقدام کنند و در صورت لزوم از کمکهای دولتی برخوردار شوند.»
پروژه شهر زنانه بولیوی آنقدر برای فمینیستها و فعالان حقوق زنان جالب بوده که پای عکاسان و پژوهشگران فراوانی را طی این سالها به ماریا آکسیلیادورا باز کرده است. کری اوربوک، یک عکاس آمریکایی که ماهها در این شهر وقت گذرانده، تجربه خود را از معاشرت با زنان ماریا آکسیلیادورا اینطور توصیف کرده است: «این زنان تجربههای عجیبی را از سر گذراندهاند و با مروز تجربیات گذشتهشان به درک و آگاهی وصفناپذیری رسیدهاند. آنها قابلیتی دارند که اصطلاحا به آن قابلیت ارتجاع گفته میشود. این قابلیت استثنایی به افراد توانایی آن را میدهد که با هر سطحی از مشقت و مشکلات مبارزه کنند و خود را از وضعیت دشوار بیرون بکشند. قابلیت ارتجاع چیزی نیست که به صورت فردی به دست بیاید، بلکه در دل اجتماع باید به آن رسید. زنان ماریا آکسیلیادورا تصمیمهای جمعی میگیرند و در یک قلمروی مشترک با هم برای حفاظت از خودشان در برابر خشونت تلاش میکنند.»
وقتی سیاست لطیف میشود
در چند سال اخیر، سیاست در بسیاری از کشورها سمت و سوی زنانهای پیدا کرده و اغلب قدرتهای بزرگ دنیا به استفاده از سیاستمداران زن روی آوردهاند و از نتایج این تغییر رویکرد کم و بیش رضایت دارند. این مسئله حالا کمکم به کشورهای کوچکتر و توسعهنیافتهتر هم سرایت کرده و تشکیل همین جامعه زنانه بولیویایی خود دلیل محکمی بر این ادعاست. هرچند ماریا آکسیلیادورا آمار رسمیای برای اثبات کاهش خشونتهای خانگی در اختیار ندارد، اما رضایت ساکنان شهر از زندگی آرامشان در این شهر زنانه کاملا مشهود و هویداست. این ارتقای کیفیت زندگی حالا در سطوح بینالمللی هم خودنمایی کرده است.
ماریا آکسیلیادورا یکی از فینالیستهای جایزه بهترین محل سکونت دنیا یا World Habitat Awards در سال 2008 بود و دلیل این نامزدی، موفقیت زنان مدیر شهر در اداره مسالمتآمیز زندگی شهروندان، موفقیت در کاهش خشونتهای خانگی و ترویج رهبری زنانه در یک فرهنگ زنستیز فوقسنتی عنوان شد. با تمام این اوصاف، رهبری زنان در کشورهای توسعهنیافته همچنان با چالشهای فراوانی روبهروست. هرچند این جامعه کوچک گامهای بزرگی را در زمینه حذف خشونت و زندگی صلحآمیز در دل طبیعت برداشته است، اما در پنج سال گذشته، مشکلات معیشتی، روند پیگیری پروژههای این گروه را کند کرده است.
کمیته پشتیبانی از خانوادهها در این شهر دیگر به اندازه گذشته فعال نیست و آنقدر که زنان این شهر به انجام پروژههای کوچک و خودنمایانه محیط زیستیشان اهتمام دارند، به ممانعت از خشونت و زنستیزی توجه نشان نمیدهند. بااینحال کار برای ماریا آکسیلیادورا همچنان ادامه دارد؛ شهر زنانه بولیوی آمده است که بماند. میماند تا خشم فروخفته زنانی را به رخ بکشد که تا آخرین نفس برای آرمانهایشان مبارزه میکنند.
(منبع: شفا آنلاین)








